سکوتی به وسعت دلتنگی...
ღ♣ஜ♫●•▪Lovely●•▪♫ஜ♣ღ
از علامت های سوال متنفرم....از علامت های تعجب بیزارم..... ریاضی را دوست ندارم اما......تمام زندگیم پر شده از علامت سوال و هر چه می کوشم به جواب نمیرسم........ هر حرفی که میشنوم ناخواسته علامت تعجبی بزرگ بر ذهنم حک میشود.....تمام زندگیم مملو از معدله مجهول آدم هایی است که انگار جوابی ندارند.... کاش زندگی مثل شعری عاشقانه بود که خواندنش حسی خوشایند می آفرید و آهنگ کلامش آرامش میداد....کاش در روابطمان حتی اگر هماهنگ نبودیم و قافیه و ردیفی نمی یافتیم،حداقل در شعری نو یا سپید لب می گشودم و احساس را به بند کلمات میکشیدیم........ کاش زندگی هم مثل کلاس ادبات هایی بود که همیشه عاشقشان بودم..................کاش ناچار نبودم که مرتب معادله نگاه ها و حرف ها را حل کنم.....کاش مرا به اجبار سراین کلاس ریاضی خسته کننده نمی نشاندند........اما..... افسوس که من عاشق ادبیاتم و آدمهای دور و برم،شیفته ریاضی....
نظرات شما عزیزان:
Power By:
LoxBlog.Com |